ثبت شده درتاریخ پنجشنبه 9مرداد99 بشماره سریال درسایت شعر نو اینستا گرام چنان گم گشته ام درخود، نمیجویم نشانم را چه گویم ازجفای دل، که بسته این زبانم را کمین کردم سرراهش، ندید او رنگ ورخسارم که او اوج شکوفایی ، کجا بیند خزانم را چوزاهدپیشه میباشد، نگاهش مهربانی بود فراموشش شده شاید، غم ودردوفغانم را تبردادم بدستانش، که هیزم بشکند باان عجب دنیای بیرحمی شکست او استخوانم را شدم مجنون وسرگردان، نشد لیلی ودرمانم ازاین نامهربانی ها، بریددیگر امانم را چواسب سرکشی منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

اخبار جدید نیو بی سئو حرفه ای فروشگا های اینترنتی بهترین های اندروید کولرهای آبی